۱۳۹۰ خرداد ۶, جمعه

Prologue

‏ Cinema is an ethical enterprise, not a purely esthetic one./۱

وقتی میگوید نه فقط یک مبادرت زیبایی شناسانه ی صرف، آنگاه از کلی گویی و عوارض تعمیمی حکم دادن، رهایی پیدا میکند. از سلیقه اش میگوید. از خواستش. از آن چیزی که دوست دارد در سینما بیشتر از آن تاثیر بپذیرد تا چیزهای دگر.
یک فرآیند، یک رهیافت. یک تجربه و یک مبادرت اخلاقی. اخلاق به مفهوم کلی آن. به مفهوم باید و نبایدهای آن؛ و به مفهوم خط و نشان هایی که برایمان معین میکند. -و نه ترسیم؛ که من هم در نثر، از کلمات زیبا بیشتر بیزارم تا از کلمات کمتر گوش نوازتر، ولی سرراست و نامبهم.-

«اگه قراره راست بگه چرا باید حواسش باشه؟»
اگه: پس بناست که یک وضعیتی در بین بیشمار وضعیت متشابه و شاید متفاوت دیگر اتفاق بیفتد.
قرار به چیزی بودن: در اینجا، قرار بر راست گویی.
حواس جمع بودن:….

چرا قرار به راستگویی است؟ وقتی میگوییم چرا، حتما سوال دوممان هم با پرسیدن از سرانجام کاری خواهد بود که در شرف وقوع است و در ضمن قرار هم هست که با راستگویی همراه باشد. سوال اول برای به زیر کشیدن باید و نباید یک قرار است و سوال دوم برای سنجش نفع و ضرری که با انجام آن قرار، به ما خواهد رسید.
سوال اول را رد میکنیم چون عبث و جواب دادن به آن تکرار گفتن این است که «باید و نبایدها و اصول اخلاقی با سوالات جدلی فرو میریزند». و سوال دوم هم خود به خود مضحک و متناقض خواهد شد؛ چرا که نفع کاری را در کار و قراری اخلاقی سنجیدن، عملی بیهوده و ضد ارزش است. و بیهودگی نه منطقی است و نه اخلاقی و در نتیجه جدا از این مبادرت کنونی ما؛ چه هم در وادی منطق به دنبال نتیجه ی بیهوده رفتن از عقل به دور است و هم در اخلاق - که آنجا همه چیز به لطف محال شکل میگیرد و در آن هیچ چیز بیهوده نیست-. و البته ضد ارزش بودن هم باعث مضحکی و متناقض بودن آن سوال خواهد شد به این دلیل که به پرسش گرفتن مقولات اخلاقی و ارزشی با سوالاتی جدلی و کاملا منطقی -و در نتیجه ضد آنها، یعنی ضد ارزش ها- راه به جایی نخواهد برد. تکرار است اگر تاکید کنم که در اینجا قصد از ضد ارزش، نه یک برچسب گذاری، بلکه یک رویکرد است.
تکلیفم را با سوال کردن روشن کردم. سوال نمیکنم. تکلیف تاثیرپذیری چیست؟احساساتم را با توجیه و تبیین مرزهای اخلاقی و منطقی کنترل کنم؟!
تاثرات و عوارض برآمده از آن، همیشه زودتر از تفکر و استدلال و نتیجه های در پی آن، بر سیما و رفتار انسانها ظاهر میشوند. بحث بیهودگی و نابیهودگی احساسات مورد ما نیست. صحبت از شدت و اثرگذاری عوارض بیرونی و چگونگی راهیابی آنها به اعماق رفتار و هیجانات و احساسات ما آدمیان است. در اینجا، ما مخاطبان سینما. و باز بسته تر :‌ فیلم جدایی نادر از سیمین.

1)Andre Bazin

۱۳۹۰ اردیبهشت ۲۲, پنجشنبه

pReSenTation

ارائه. حالا هرچی. چگونگی روایت. نمایش. خیلی شیک. خیلی رسمی. پر زرق و برق. نامه یا هرچیز سرگشاده مثل این نوشته. آکادمیک. جامعه ی مثلا پزشکان. پشت درهای بسته.... نه. این دیگه ارائه نیست؛ چون روایت چیزی نیست. خود اون چیزه. ا... جشن، اهدای جایزه. بررسی و تحقیق. نشست، کنگره... .
چیز، چیزها... واقعیت، راه حل ها. پشت درهای بسته یا تو یکی از این ارائه ها؟؟؟ کنار میز و صندلی یا تو خونه و خیابون ها؟