اگر این دل از عقل باشد چه؟ یارای مقابله نیست. زخمهی چنگی...غم و عزلت فی حالت طفولیت؟ اف! خندهدار است، خندهدار. اگر حقیقت تنها خنده باشد چه؟ خندههای اشک آور و اشکهای خندهدار. نه - فقط خندههای اشکآور. خنده و اشک درهم تنیده. خنده. درهم تنیده. دنباله رویهای پیدرپی. بسط نفوس و قبوض دل - قبض انفاس و گستردن دل. پی در پی. نظام تتابع. تتابعهای نظامساز. خنجر کشیدن؟ زخم در گرو گذاشتن و دلآزاد رمیدن. اف! باید خندهدار باشد. تتابعهای درهم تنیده. تنوع تنیدنها.
روز دوشنبه بود - درنهایت سال نود. چیزکی نوشتم به مرادم.
نشخوار معانی
۱۳۹۰ اسفند ۲۸, یکشنبه
۱۳۹۰ آذر ۱, سهشنبه
neverending God
و تمام آن خدایانی که از آنان نفرت داشتم، تمام آن خدایانی نبودند که از آنان نفرت داشتم./
۱۳۹۰ مهر ۲۷, چهارشنبه
از سمع و بصر، تا لذت شناساگر
به به. همیشه بعد اینکه حسابی به موزیکی جلب میشدم و چند بار و چند بار گوشش میدادم، تازه اونموقع میگفتم، خوب…حالا ببینم حرفش چیه…چی میگه. ولی فقط همین. بازم تنبلی میکردم و سعی نمیکردم لیریک رو گیر بیارم و بفهمم. هرچی میفهمیدم، همونی بود که با گوش کردن میفهمیدم. اعصابم هم خرد میشد از این موضوع ها، ولی خوب دیگه. سخت بود برام. گاهی حتی از خودم ناامید هم میشدم.
البته بیشتر وقتها، و این رو به جد میگم، بیشتر وقتها که بالاخره ته و توی لیریکو در میآوردم، فرقی برام تو چگونگی سنجش لذتم ازون موزیک نمیکرد و جالب اینکه، میشد بعضی وقتها حتی دیگه اون موزیک برام تموم میشد و دیگه اون جذب و لذت مکررو برام نداشت. این اتفاق برای فیلمهایی که ده ها بار دیده بودم و بعد دنبال زیرنویسشون میرفتم و دوباره نیگاشون میکردم هم افتاده.
حالا که این پلیرم قابلیت اینو داره که با پخش موزیک، لیریکش هم پخش کنه، به خودم گفتم ایول، دیگه تنبلی نمیکنم. ولی خوب، آدم همیشه به سوی خودش میره؛ و خنده دار اینه که بیشتر ناامیدی بشر، برا اینه که از به سوی خودش رفتن گریزانه…
البته بیشتر وقتها، و این رو به جد میگم، بیشتر وقتها که بالاخره ته و توی لیریکو در میآوردم، فرقی برام تو چگونگی سنجش لذتم ازون موزیک نمیکرد و جالب اینکه، میشد بعضی وقتها حتی دیگه اون موزیک برام تموم میشد و دیگه اون جذب و لذت مکررو برام نداشت. این اتفاق برای فیلمهایی که ده ها بار دیده بودم و بعد دنبال زیرنویسشون میرفتم و دوباره نیگاشون میکردم هم افتاده.
حالا که این پلیرم قابلیت اینو داره که با پخش موزیک، لیریکش هم پخش کنه، به خودم گفتم ایول، دیگه تنبلی نمیکنم. ولی خوب، آدم همیشه به سوی خودش میره؛ و خنده دار اینه که بیشتر ناامیدی بشر، برا اینه که از به سوی خودش رفتن گریزانه…
۱۳۹۰ شهریور ۱۲, شنبه
۱۳۹۰ مرداد ۲۶, چهارشنبه
۱۳۹۰ مرداد ۲۴, دوشنبه
حرفه ای
- میگه : «من حرفه ای نیستم؛ اما کارم رو خوب بلدم».
- میگم : «تو کارت رو خوب انجام بده؛ نمیخوام حرفه ای باشی».
- میگم : «تو کارت رو خوب انجام بده؛ نمیخوام حرفه ای باشی».
۱۳۹۰ مرداد ۲۲, شنبه
اشتراک در:
پستها (Atom)