۱۳۹۰ مهر ۲۷, چهارشنبه

از سمع و بصر، تا لذت شناساگر

به به. همیشه بعد این‌که حسابی به موزیکی جلب می‌شدم و چند بار و چند بار گوشش می‌دادم، تازه اون‌موقع می‌گفتم، خوب…حالا ببینم حرفش چیه…چی میگه. ولی فقط همین. بازم تنبلی می‌کردم و سعی نمی‌کردم لیریک رو گیر بیارم و بفهمم. هرچی می‌فهمیدم، همونی بود که با گوش کردن می‌فهمیدم. اعصابم هم خرد می‌شد از این موضوع ها، ولی خوب دیگه. سخت بود برام. گاهی حتی از خودم ناامید هم می‌شدم.
البته بیشتر وقت‌ها، و این رو به جد میگم، بیشتر وقت‌ها که بالاخره ته و توی لیریکو در می‌آوردم، فرقی برام تو چگونگی سنجش لذتم ازون موزیک نمی‌کرد و جالب این‌که، می‌شد بعضی وقت‌ها حتی دیگه اون موزیک برام تموم می‌شد و دیگه اون جذب و لذت مکررو برام نداشت. این اتفاق برای فیلم‌هایی که ده ها بار دیده بودم و بعد دنبال زیرنویسشون می‌رفتم و دوباره نیگاشون می‌کردم هم افتاده.
حالا که این پلیرم قابلیت اینو داره که با پخش موزیک، لیریکش هم پخش کنه، به خودم گفتم ایول، دیگه تنبلی نمی‌کنم. ولی خوب، آدم همیشه به سوی خودش می‌ره؛ و خنده دار اینه که بیشتر نا‌امیدی بشر، برا اینه که از به سوی خودش رفتن گریزانه…

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر